سنگ زیرین آسیاب 8

خرید بک لینک
چهار ماهی از عقدمون گذشته بود ,من و مهدی بالا تو اتاقش داشتیم عکسای عقد و نگاه میکردیم ,مهدی بلند شد ظبطشو روشن کرد سرمو گرفتم بالا گفتم این کیه ؟کدوم خواننده است ؟

-هایده خانووووم

یاد حرف شهناز افتادم که میگفت مهدی عاشق هایده است .تا حالا گوش نکرده بودم .صداش قشنگ بود ی غم خاصی تو صداش بود

مث باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد

حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد

رگ و ریشه هام سیاه شد تو دلم جوونه خشکید

حتی این دل صبورم به غم زمونه خندید ......

انگار این شعر واس دل من بود ...ضبط خاموش شد .سرمو گرفتم بالا دیدم داره دنبال نوار میگرده-بزا اینو بزارم این قشنگتر

معین .....مهستی .....حمیرا .....گوگوش ...من تا حالا هیچ کدوم از اهنگاشونو گوش نداده بود م .همشون برام تازگی داشت .ساعت دوازده بود بلند شدم پلیورمو پوشیدم و گفتم :خب من برم پایین شب بخیر .

دستمو کشید و گفت :بشین حالا این فیلم رو ببینیم بعد برو

-دیر میشه اخه ,الانم ابجی شهره میاد بالا

-دیر چی بشین دیگه ,وقتی اومد تو خودتو بزن به خواب

چشام گرد شد - چی کار کنم ؟ وااااااا

-الکی بز ن به خواب .

بلند شد برقارو خاموش کرد و فیلم رو گذاشت یه فیلم امریکایی بود .دراز کشیده بودیم .صدای پا اومد مهدی با هیجان گفت چشاتو ببند

صدای شهره بود .-مهدی پس چرا سمیه نیومده پایین مامان نگران شد .-خوابش برده منم گفتم بزار بخوابه ,

-اخه به مامانش اینا قول دادیم

-مگه من میخام بخورمش یکم بخوابه بیدارش میکنم

-باشه پس مواظب خودتون باشید بچه ها

این قسمت اخرشو بلند تر گفت که منم بشنوم .دوست نداشتم چشامو باز کنم . واقعی خوابم برد نیمه شب بیدار شدم و.....

....صبح شهره عصبانی اومد بالا با داد و بیداد -مهدی واقعا که مامان سمیه زنگ زده عصبانی میگه دیروز گفتی شب بر میگردی .ان قد عصبانی بود گفت چرا خبرشون نکردی میمونید یه گندم من زدم

لباشو فشار دادو ادامه داد :پرسید الان سمیه پایین ؟گفتم نه بالا پیش مهدی دیشب اون جا خوابیده .این بیشتر عصبانیش کرد

مهدی با ترس گفت :خب دستت درد نکنه گند زدی

سریع حاضر شدیم رفتیم خونه

بابام با عصبانیت در رو کوبوند و رفت بیرون مامانم هم با خشم نگام کرد و رفت ,من و مهدی مث بچه یتیمها گوشه در واستاده بودیم .من هم خجالت میکشیدم هم ترسیده بودم .مهدی عین خیالش نبود دستمو کشوند و منو برد تو خونه سرشو اروم اورد نزدیک گوشمو گفت :سمیه رژت فاسد نبوده که مت مسموم شم

-از خجالت سرخ شدم و دستمو کشیدم واخم کرده نگاش کردم -تو این موقعیت وقت گیر اوردی ؟

دل نوشته های تنهایی...

ما را در سایت دل نوشته های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: سنگ زیرین آسیاب,سنگ زیرین آسیاب شدیم,سنگ زیرین آسیاب باشد, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 11:54

صفحه بندی